خرید بک لینک
کتاب سعی دارد در داستان اصلی که رُمان با آن آغاز می شود و بعد در داستان های دیگری که در درونش شکل می گیرد، به ترتیبی زیبا و حساب شده، عشق را به تصویر بکشاند (چه از جهت روند تاریخی اش در داستان و چه ردیف و مرتبه ای که خود نویسنده برای بیانِ سیر تکمیلی آن درنظر می گیرد)، و انگار که از دغدغه های نوی

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

با سلام در ادامۀ نقد تحلیلی توصیفی در شماره های پیشین، اینک قسمتی دیگر را تقدیم میکنم: یکی از نکتههایی که میتواند قابل توجه و بررسی باشد و شاید از نظر برخی، ایرادی در روالِ زمانیِ داستان به نظر برسد؛ فاصلههایی است که بینِ زمانِ اجرای نمایش در تماشاخانه است. چون از ابتدا قرار بوده نُه نمایش صورت

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

تو كه نيستی، شعر هم نيست

در كنارِ تو

شعری بودم در پرواز،

مشتاق قدم زدن زيرِ باران

و تماشایِ آب و آيينه!

نوشته شده توسط میتــــــرا در جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۹۵

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

*

بکش یک خط قرمز روی متنِ "شادی کوتاست"

اگر غم را نخواهی، چشم بندی، عمرِ آن تاست!

بیـا با دلتـکانـی، ذهـنشـویـی، غـم بمیـران

غلـط گیـرِ قضـاها دستِ ما، تقـدیـر با ماسـت!

6/ 3/ 96

@میتـرا@

نوشته شده توسط میتــــــرا در شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

* تشعشعاتِ ارسالیات هرچند صفحۀ صافِ ذهن را دچار پارازیت میکند تا از بام به چاه اندازد؛ امّـــا بـــدان: تورِ صیّـاد دلِ صوفیِ ما گیرندۀ هر کرکس ِ درمانده یا کبوتر در راه مانده، نیست! ... تلألـؤِ آن ماهی بر آب ِ حوضش نقش میاندازد که بر مدارِ عشـق چرخ

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

* سیبی را گاز زدم که کالِ کال بود مُصلِحَـش را نیافتم، عمری درد کشیدم! ___________ . . . * کلاهت را نمیخواهم بیا این سایهبان را از سرم بَردار که میخواهم شـوم تبخیـر به زیرِ تابـش خورشیـدِ آزادی ________________ .

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

* فرهنگیام و کارِ من است جنگی نـرم آتـش که بـه اختيـار شـد، گشتـم گـرم! در راه حق و عشـق و شـرف، آزادی بـی باکـم و از رویِ خـدا دارم شـرم! وقتـی كـه در اختـلال اُفتـد فـرهنـگ، يا سياست ما بشـود: با خـود جنـگ؛ تكليـف من و تو اختيـارِ عمل اسـت! برخیز كشـيم خط به روی هر ننـگ: ننگ است كه ما فِسرده

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

* شورِ صبـاىِ عشق، نـزولِ شاعرانۀ آيـات خویـش را بر پاىِ اين كبوترِ نامهبرش، چنين خود، هم نوشت و بَست: . . . تــــــو! بيـامـوز كـه: عاشـق باشـى!، و تــو نيـز: راز کارِ کِـشـش عشـق بدان که نيـاز، بَـد گره خـورده به نـاز! - . . . عشق آموخت

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

روزی پیــرِ عارفـی گفت: هرگز هيـچچيـز را به خودت نگيـر! نه توقـع از كسى داشته باش؛ و نه خود را مجبور به رعايتِ زيادىِ حالِ ديگران كن! و.. و.. و.. امــا، بر پنـدِ اول و قنـدِ کلام ِ اولـش، تأكيـد، دوچنــدان داشت. زيرا اين اخلاق را سبب ساخته شدنِ انسان و تعالیِ او مىدانست. او معتـقد بود: ما آينـ

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

* حقيـقت همان عشـقِ بخشـنده ... يا نه! ... عشـق همان حقيـقتِ هدايتـگر است؛ كه آرام و مقتـدر مُـدام مىجـوشد و ره مىپـويد و با دسـتانى در جيبِ وسيـعِ انديشـه، خاكِ خواهشـگرى مىجـويد تا دانه دانه بـذرِ نگاهـى نـو را بر شعـر و شعـور و احسـاسش بپاشـاند ... آ

برچسب: نویسنده: پرهام رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 13:00

صفحه بندی